محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

145

اكسير اعظم ( فارسى )

شير شتر نيز براى ربو سوداوى مفيد گفته‌اند و كذا شير گوسفند و ماده خر و آنچه در علاج ضيق از ابخره دخانيه گذشت به كار برند و غذا به ماء الشعير سازند و گاهى باش مقشر مع روغن بادام و شعير مقشر مطبوخ بقرع و اسفاناخ و مانند آن غذا ميسازند و فواكه تر و خشك طيب الرائحه و استنشاق خوشبو و شميدن سيب دبه امر و دو خيار و رياحين بارده مثل بنفشه و نيلوفر و گل سرخ و صندل و گلاب و كافور و طلاى اينها بر سينه مناسب و از اشياى يابسه مجففه احتراز ضرورى است . و بعضى متأخرين مينويسند كه بعد فصد باسليق يا ابطى جهت تعديل مزاج خميره صندل ترش رازى يك توله ورق نقره يك عدد طباشير لاجورد مفصول هر يك يك ماشه آميخته بليسانند بعده شيره اصل السوس هفت ماشه و خيارين و مغز كدو هر يك نه ماشه لعاب گاو زبان هفت ماشه در گلاب و بيدمشك و عرق گاو زبان هر يك هفته توله برآورده شربت سيب و لايتى و گاو زبان هر يك دو توله داخل كرده تخم فرنجمشك نه ماشه پاشيده نوشانند و غذا شورباى بزغاله بنان تنگ دهند . و اگر احتياج تنقيه باشد به مطبوخ افتيمون فواكهى علوى خان كنند و يا ماء الجين يا سفوف لاجورد دو حب افتيمون و شربت شاهتره بدر شاه ارزانى نوشانند و بعد فراغ از ماء الجبن جهت تقويت و تعديل مزاج ياقوتى يا رد ذكاء الله خون به عرق شير علوى خان و شربت گاو زبان و ابريشم و تخم بالنگود شربتى دهند و خوردن انار ميخوش و موز و نيشكر و سيب و زردآلو و شفتالو و تربز و خربزه و ليمون شيرين و قرص ليمون فائده عظيم دارد و همچنين خميره گاو زبان عنبرى و خشخاش با عرق صندل و گاو زبان و ابريشم و گلاب و اصل السوس يا شربت صندل و سيب و همچنين قرص كافور با شربت نيلوفر و عرق بيدمشك و بعضى مردم سوداوى و مدمن الخمر را اين نوع بسيار افتد و بعد فصد باسليق و صافن و مداومت فاوزهر با عرق بيدمشك و شربت ابريشم و قليلى شراب خفتى عظيم يابند و آنجا كه يبوست و ذبول باشد علاج نپذيرد ليكن سبوس اسپغول سه ماشه با شربت نيلوفر چهار توله و عرق بيد سوده و نيلوفر و صندل هر يك چار توله بدهند و يا شير ميش و ترنجبين دهند اگر قوت داشته باشد و الا لعوقات مرطبه ذى لعابيت همراه عرق شير دهند و باقى از بحث تپ ذبول اخذ كنند . تنبيه : [ گاهى ربو از اجتماع دو نوع حادث مىشود ] صاحب غنى منى گويد كه گاهى ربو از اجتماع دو نوع حادث مىشود و شديد الاعراض مىباشد . حكيم شريف خان مىنويسند كه بسيارى را از دو نوع يعنى از ابجزه قلب و نزله عارض شد و بر اكثر اطبا امر ايشان خفى بود و معالجه آنها نمودم و صحت يافتند . علاج ربو ريحى شيره تخم كشوت شيره باديان در آب برآورده گفتند ماليده صاف نموده بنوشند و ديگر ادويه كاسر رياح مفتح سده و جوارشات و كمادات و حكام استعمال نمايند روغن ناردين و سداب و خار بر سينه و پهلو بمالند و مرزنجوش بر آن موضع ضماد كنند و تكميد صدر و پهلو بمرزنجوش مطبوخ كنند و كذا به مطبوخات ديگر نمايند و بعد نضج بمنضج بلغم از مسهل بلغم تنقيه كنند و معجون فلاسفه و نشدارو و سنجرينيا و امروسيا و معجون قفى بخورند و آب باديان و شيره تخم آن و حب الرشاد و ايارج فيقرا و حبها كه از سكبينج و جاوشير در آب سداب حل كرده بسازند هر واحد در اين باب سخت سودمند است و از منفحات احتراز نمايند . بالجمله به قول شيخ در علاج اين نوع ربو قصد دو امر بايد يكى تحليل ريح برفق بملطفات كه در ربو بلغمى مسطور شد و دوم تفتيح سدد و تا عاصى التحليل از آن منفذ يابد فقط . و گويند كه در ربو يكى اين مغلى منفج كه محلل رياح است بدهند گل بابونه بسفائج بادرنجبويه پوست بيخ باديان هر يك نه ماشه اذخر انيسون فوه هر يك سه ماشه باديان هفت ماشه گلقند عسلى چهار توله و بعد حصول نضج تنقيه بدن به حب فراسيون و غاريقون علوى خان باضافه تر بدوريوند خطائى و پوست هليله زرد سياه هر يك نه ماشه سنا يك نيم توله انجير زر و هفت عدد مويز منقى سه توله زنجبيل چار ماشه خيارشنبر ترنجبين هر يك هفت توله شربت دنيار چهار توله روغن بادام هفت ماشه كنند غذا نان تنگ و شورباى مرغ و سنگ خواره وقت شام و صبح تبريد از مصطكى سه ماشه سوده در جوارش جالينوس آميخته بليسند بعده صقرانيسون بيخ كرفس بسفائج اذخر هر يك چهار ماشه اصل السوس پرسياوشان باديان هر يك هفت ماشه جوش كرده شربت بزورى حار چهار توله هالون نه ماشه پاشيده دهند غذا به دستور همين نمط سه چهار مسهل داده جهت تعديل و تحليل رياح و تقويت معده جوارش مصطكى مركب علوى خان و عرق تنباكو و جدوار و عنبر دهند . علاج ربو استرخائى كه از استرخاى عضلات صدر افتد حلبه و دارچينى جوشانيده عسل آميخته بنوشند و روغن نرگس و سوسن و بان و روغن شونيز بر سينه بمالند و روغن ناردين را تاثير عظيم است و انجير و آرد جو